السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
202
تفسير الميزان ( فارسي )
قرينه است بر اينكه چنين كسى نمىتواند هر چه از دهانش بيرون بيايد به او نسبت دهد و حتى آيه شريفه دلالت ندارد بر اينكه نمىتواند بدىهاى ديگر او را كه ربطى به ظلمش ندارد به زبان بياورد بلكه تنها مىتواند با صداى بلند ظلم كردنش را بگويد و صفات بدى از او را به زبان آورد كه ارتباط با ظلم او دارد . مفسرين هر چند كه در تفسير كلمه : « سوء » اختلاف كردهاند كه به چه معنا است ، بعضى گفتهاند : نفرين است . بعضى ديگر گفتهاند : نام بردن از خصوص ظلم او است و از اين قبيل معانى ديگر ، جز اينكه همه اين معانى مشمول اطلاق آيه شريفه مىباشد ، ديگر جهت ندارد كه هر مفسرى كلمه سوء را به يكى از آن معانى تفسير كند . * ( « وَكانَ اللَّه سَمِيعاً عَلِيماً » ) * اين جمله در مقام اين است كه نهيى كه از جمله « لا يحب . . . » استفاده مىشود را تاييد نموده ، بفرمايد : اين كارى كه گفتيم : خداى تعالى دوستش ندارد به راستى كار خوبى نيست ، كارى نيست كه هر انسانى به خود اجازه ارتكاب آن را بدهد مگر مظلوم چون خداى تعالى سخن زشت را مىشنود و عليمى است كه سخن هر صاحب سخن را مىداند . * ( « إِنْ تُبْدُوا خَيْراً أَوْ تُخْفُوه أَوْ تَعْفُوا عَنْ سُوءٍ فَإِنَّ اللَّه كانَ عَفُوًّا قَدِيراً » ) * اين آيه بى ارتباط به آيه قبلش نيست ، چون در اين آيه سخن از اظهار و اخفاء خير است و به اطلاقش شامل مورد آيه قبل نيز مىشود يعنى اول آن شامل سخنان خوبى كه آدمى در مقام تشكر از ولى نعمتى مىگويد و آخر آن شامل عفو از بدى و ظلمى كه به وى شده مىشود و حاصل كلام اينكه يكى از مصاديق آيه مورد بحث مصداق آيه قبل است ، يعنى كسى است كه وقتى به او احسان مىشود تشكر مىكند و در مقام شكرگزارى سخنان خوب مىگويد و اگر چنانچه كسى به او بدى كند يا ستم روا بدارد عفو كند و از جهر به سخنان زشت در باره او صرفنظر مىنمايد . پس ابداء خير به معناى اظهار آن شد ، چه اينكه آن خير فعلى از افعال از قبيل انفاق بر مستحقين و هر عمل پسنديده ديگر باشد كه باعث اعلاء كلمه دين و تشويق مردم به سوى كارهاى خير ( نه به منظور ريا و خودنمايى ) و چه اينكه قولى از اقوال باشد ، از قبيل اظهار شكر در برابر ولى نعمت و ستودن او به ذكر جميل و خلاصه تقدير كردن از او به نحوى كه ساير اهل نعمت تشويق شوند به اينكه مانند ولى نعمت ما كارهاى نيك بكنند ، اين بود معناى ابداء خير . و اما اخفاء خير و پنهان كردن آن ( گو اينكه كلمه اى است مطلق و دامنه شمولش گسترده است ) و ليكن آنچه از اين كلمه زودتر به ذهن مىرسد اخفاء فعل خير و عمل شايسته